چهارشنبه, 24 آذر 1395 17:22

تفاوت زیبائی و خیر در نگرش قرآن

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     قبلاً در بخشهای گذشته از مسئلۀ اخلاق گفتگو شد و ما علت ایجاد، چگونگی ارزیابی مسایل اخلاقی و... را مختصراً شرح دادیم. اینک برای اینکه نزد همگان روشن شده باشد که قرآن طبق ویژگی الهیش به ارائه ی واقعیت و حقیقت ناب می پردازد و در روش، نگرش و بیان: آن پریشانی و در هم برهمی وجود ندارد، به بررسی تفاوت میان روش ارائه ی زیبائی و خیر می پردازیم.
     در قرآن «خیر» همیشه متوجه زمینه های الهی ـ انسانی می باشد. و همانطور که همگان می دانند او را در رابطه با عملکرد «انسان ـ خدا ـ انسان» مورد ارزیابی قرار می دهد.

     این ویژگیِ روش ارزیابی اخلاق، منحصر به روش قرآن است و ما هرگز در زمینه های اخلاق اجتماعی ملل و اقوام دیگر از آن اثری یافته نمی توانیم. چه اخلاق در میان ملل و اقوام دیگر بیشتر رابطۀ انسان با انسان و احیاناً انسان با خدا رابطه با جمع را دارد. اما قرآن برای انسان به طور مشخص، و در رابطۀ با خدا نیز به معاییر اخلاقی معتقد است. و لذا اگر «موسی(ع)» را می یابیم که در رابطه با عملکرد منحصر بفرد خویش نالۀ وا اسفا و فریاد: اِنّی ظَلَمْتُ نَفْسی سر می دهد، مبنا خداست و انسان نباید در این رابطه از مبنای فطرت و جوهرۀ اصلی سرشت خویش منحرف شود، به همان گونه که نباید در برابر هم سرشت و همگون خویش از نظر جوهر عملی به فساد و تباهی کشیده شود.

      این آیات می توانند بیانگر دیدگاه قرآن در مورد خیر اخلاقی و میزان قرب و بعد آن از مسئلۀ زیبائی و نیز روش زیبائی شناسی باشند:
     وَ أَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّكَاةَ وَ مَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ* بقره ـ 110
     «و نماز بپا دارید و زکات بدهید و بدانید که آنچه برای خود پیش می فرستید در نزد خدا خواهید یافت. که محققاً خداوند به هر کار شما آگاه است.»

     در سورۀ هود این واقعیت را به گونة ملموس تری چنین بیان می دارد:
     وَ يَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَ الْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَ لَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَ لَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ * بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَ مَا أَنَا عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ * هود 85 و 86.
     «ای قوم در سنجش وزن وکیل عدالت کنید و به مردم کم نفروشید و در زمین به خیانت و فساد برنخیزید* که آنچه خدا بر شما باقی گذارد و (برکت بخشد) بهتر است (از آن زیادتی که به خیانت به دست می آورید) اگر واقعاً به خدا ایمان دارید (این نصیحت وظیفۀ من است ولی اگر عصیان کردید دیگر) من نگهبان شما (از عذاب خدا) نیستم.»

     وَ لَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * نحل ـ 95
     «و عهد خدا را به بهائی اندک نفروشید که آنچه نزد خداست اگر بفهمید بسیار شما را بهتر (از آن منفعتی) است که به نقض عهد بیابید.»

     باز در سورۀ توبه خیر را در رابطه با ارزیابی عملکرد انسانی و حسن بازگشت به پاکیها و اعراض از بدیها چنین بیان می دارد:
     يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَ لَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَ هَمُّوا بِمَا لَمْ يَنَالُوا وَ مَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُوا يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَ إِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَ لَا نَصِيرٍ * توبه ـ74
     «(منافقان) قسم به خدا یاد می کنند که حرف کفر بر زبان نیاورده اند چنین نیست البته سخن کفر گفته و پس از اظهار اسلام کافر شدند و همت بر آنچه موفق بر آن نشدند گماشتند (یعنی همت بر قتل رسول و اخراج او و هر گونه فساد در دین او گماشتند ولی موفق نشدند) آنها به جای آنکه از آن بی نیازی که به فضل خدا و رسول نصیب آنها شد شکر گویند در مقام انتقام و دشمنی برآمدند اکنون هم اگر باز توبه کنند بر آنها بهتر است و اگر روی از خدا بگردانند آنها را خدا در دنیا و آخرت به عذاب دردناک معذب خواهد فرمود و دیگر در همۀ روی زمین یک نفر دوست دار و یاوری بر خود نخواهند یافت*.»

     اگر از آوردن آیه های بسیار زیاد مشابه آنچه آمد صرف نظر نمائیم، حتماً در این چند آیه متوجه تفاوت معیارهای شناخت زیبائی و خیر در زبان قرآن شده ایم. چه قرآن زیبائی را به صورت عینی و مشهود مورد نگرش قرار می داد و خیر را از طریق بررسی اعمال انسانی در رابطه با معاییر ایمانی (ارزشمدارانه) به ارائه می نشیند.
     آنچه پیش از ورود به بحثی دیگر در زمینۀ خیر باید ذکر نمود اینست که نباید تصور کرد، قرآن درین زمینه دارای سیستم معین و بسته یی ست که هرگز از آن نمی شود بیرون رفت. البته چنین نیست چه قرآن خیر را در زمینه های متنوع دیگری از جمله در زمینۀ خود بررسی و قضاوت نیز آورده است آنجا که می گوید:
     ... فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ* یوسف ـ 64؛ و یا:
     ... وَارْزُقْنَا وَ أَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ * مائده ـ 114؛ و یا:
     بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ وَ هُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ* آل عمران ـ 150؛ و یا:
     ... أَوْ يَحْكُمَ اللَّهُ لِي وَ هُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ * یوسف ـ80 و ... و در حقیقت می خواهد همین محدودیت ها را بشکند.
     و باز درین محدوده باقی نمانده و زمینه را از زبان ابلیس در مورد علت سجده بر آدم چنین می آورد:

     قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ* ص ـ 76؛ و یا :
     قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ * اعراف ـ 12

     اینجا برتری ذاتی را با واژۀ خیر بیان داشته و چنان می نماید که شیطان اصالت وجودی را با خیر کرداری ملازم شمرده باشد!
     اما با وجود اینکه قرآن متوجه روش عالیِ نگرش به مفاهیم زیبائی خیر و حقیقت می باشد، چنان نیست که زمینه های «تصدیقی» آنها را از حیطۀ «علم» و «عقل» دور نگهداشته و دسترسی عقلائی به آنها را انکار نماید.

     از جانبی، تجارب اجتماعی، تاریخی، سیاسی و... می تواند اثبات نماید که برخی زمینه های اخلاقی از نظر علمی «خیر» یت و ارزشمند بودن شان چیزی ست درست و موجه، منتهی قرآن، در بند زمان و مکان نیست و باگذشتن از مرز زمان ها و مکان ها تصدیق «خیر» یت و ارزشمدارانه بودن برخی زمینه ها را می نماید. چنانکه در این آیات می توان مشاهده کرد:
     وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ * انعام ـ32
     «دنیا جز بازیچۀ کودکان و هوسرانی بی خردان هیچ نیست و همانا سرای دیگر اهل تقوی را نیکوتر است آیا تعقل و اندیشه در این (گفتار) نمی کنند*»

     و نیز در آیۀ:
     فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتَابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَٰذَا الْأَدْنَىٰ وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِّثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَاقُ الْكِتَابِ أَن لَّا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلَّا الْحَقَّ وَ دَرَسُوا مَا فِيهِ وَالدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ * اعراف ـ 169
     «پس از آنکه اخلاف و بازماندگان که وارث کتابی آسمانی شدند و متاع پست دنیا را گزیدند (و هر گناه که کردند) گفتند ما بخشیده خواهیم شد و چنانچه مثل دیگری از آن متاع (دنیا) که یافتند باز بیابند و برگیرند؛ آیا از آنان پیمان کتاب آسمانی گرفته نشد که به خدا جز حرف حق و سخن راست نسبت ندهند و درس گیرند و آنچه در کتابست؟ و منزل ابدی آخرت و نعمتهای بهشتی برای مردم پرهیزگار بهتر (از متاع فانی دنیا) است، آیا تعقل نمی کنند*»

     انفِرُوا خِفَافًا وَ ثِقَالًا وَ جَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * توبه ـ 41
     «برای جنگ با کافران سبک بار و مجهز بیرون شوید و در راه خدا به مال و جان جهاد کنید، این کار شما را بسی بهتر خواهد بود اگر مردمی با فکر و دانش باشید*»

     وَ لَا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِندَ اللَّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * نحل ـ 95
     در هر یک از این آیات مشاهده می داریم، زمینۀ بررسیِ عقلی و علمیِ موضوع خیر از چه منطق نیرومندی برخوردار می باشد و نیز از چه معاییر عقلائی یی جهت اثبات «خیریت» و حقانیت موضوعات مورد ادعا بهره مند است!

     این عنوان را با آوردن آیه ئی که در آن به اندیشه هایی ناب، تلطیف شده و ژرف در زمینه های «زیبائی»، «خیر» و «تعقل» می توانیم دسترسی یابیم، خاتمه می بخشیم.

     در این آیه امکان بازیافت تعقلی «حقانیت» و «خیرِ» الهی مورد اذعان و تصدیق و اثبات قرار گرفته است.
     وَ مَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ زِينَتُهَا وَ مَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقَىٰ أَفَلَا تَعْقِلُونَ * سورة قصص ـ آیة 60 ([1])

 

[1] ـ و آنچه از نعمتهای این عالم به شما داده شده متاع و زیور بی قدر زندگانی دنیاست، (اما) آنچه به نزد خدا است بسیار برای شما بهتر و باقی تر است اگر فهم و عقل کار بندید.

خواندن 532 دفعه آخرین ویرایش در پنج شنبه, 16 دی 1395 22:53

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار