چهارشنبه, 28 خرداد 1393 09:23

توسل به پوچی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     در گیرودار این تلاشهای وهم آلود و دلبستگی به سرابهای سرگردانی زای سوزش آفرین، متوجه می شویم که از سوئی استعمار پلید شرق، که متوجه ضعف های گوناگون و متنوع مزدوران خویش بوده، با همۀ قدرت تلاش نموده و از همۀ تجارب استعماری خویش بهره گرفت تا تره کی و دولت بی محتوا و دست نشانده اش را «حاکم» و به قدرت رسیده جازده و چنین وانمود نماید که رویداد هفتم ثور از جمله نقطه های عطف دوامدار و به استحکام رسیده ئی می باشد که روسیه حدود بیست سال بر آن اشراف داشته و روی آن سرمایه گذاری همه جانبه نموده است! و چون چنین می باشد، روسیه با همۀ قدرت و توان سیاسی ـ نظامی اش، پشت سر این دولت ایستاده بوده و برای حفظ و بقای حکومت تره کی و تحقق اهداف آن، تلاش و تکاپوی همه جانبه خواهد کرد.

     تلاش خنده آور و مسخرة دیگر روسیه این بود تا بگونۀ رسوا کننده ئی هم که شده کودتای تره کی را «انقلاب» ـ آنهم انقلابی مردمی = کمونیستی ـ جا بزند و نزد اذهان خوش باور و عده ئی از کم خردترین افراد مارکسیست، آنرا از نظر فلسفی ـ البته از نظر فلسفه ئی که خود را دیالکتیک می نامد ـ ضروری قلمداد کرده و نزد سایر سیاست بازان معتقد به اصول سیاست استعماری و معتاد به معیارها و محاسبه های سیاسی ـ استعماری دوران کنونی، امری عادی و ناچار از پذیرش قلمداد نماید، بدین معنا که سالها دولتمردان افغانستان را مزدوران استعمار غرب تشکیل می داد و اینک فعالیت های سیاسی در این کشور، جهت دولت را به سوی اهداف و منافع استعمار شرق تغییر داده و باید این پدیده و رویداد را به عنوان امری طبیعی پذیرفت تا آنگاه که باز جهتِ منافع و بُرد حرکت های سیاسی این کشور (افغانستان) بسوی جهان سرمایه داری دگرگونی پذیرد!
     لازم به یادآوری می باشد که روسیة استعمارپیشه، با آنکه شکست خود، و سیاست خود و فرهنگ و ایدئولوژی خود و برنامه ها و حتی قوای نظامی خود را در سرزمین مرد پرور و شهامت خیز افغانستان، باور کرده و در سطح جهانی به رسوائی کشیده شده است، باز هم دست از توطئۀ تبلیغاتی و تداوم همان توطئة قبلی ـ که در واقع چیزی جز توسل به پوچی نمی باشد ـ برنداشته و ایادی خویش را دستور می دهد تا در همه جا تخم یأس و نومیدی کاشته و با گفتن جمله هایی از قبیل اینکه: «روسیه از افغانستان بیرون نخواهد شد!» می خواهند از سوئی چنان وانمود کنند که شکست های فاحش در صحنۀ انقلاب اسلامی افغانستان را مهم نشمرده و بدینگونه آنرا سرپوش نهند. از سوئی به مزدوران و پیروان مردد و متزلزلِ خویش روحیه بخشیده، آنانرا در امر وطن فروشی و استثمار و... به تلاش و تحرک وا دارند و از سوئی دیگر هم مردم مسلمان و همیشه در سنگر ما را نسبت به جهاد و نتیجۀ نهائی آن مردد سازند!
     این دسته از مزدورانِ استعمار با همۀ وجود تلاش می کنند که دولتِ از پاافتاده را هم از نظر سیاسی و هم از نظر تسلیحاتی ـ نظامی، نسبت به ملت قدرتمندتر جلوه داده و چنین وانمود نمایند که آخرِ کار ستیزۀ «مشت و درفش»، جراحت برداشتن دست خواهد بود! ولی از اینکه دست می تواند به سختی درفش را در هم بشکند، چیزی نمی گویند.
     اینان گاهی با شیادی مخصوص، پای آندسته از سیاست پیشگانی را به میان می آورند که گرایش آنها به باطل و مزدوری شان به غرب روشن بوده و به مردم چنین وانمود می کنند که: تلاشها و خون دادنهای شما بی حاصل و بی نتیجه خواهند ماند، زیرا، گرفتیم که از زیر باران استعمار روسیه فرار کنید، جائی جز در زیر ناودان استعمار آمریکا برای پناه بردن باقی ندارید! چه رهبر سیاسی ئی که از حالا مزدوری غرب را پذیرفته باشد و هیچگونه خجالتی هم نکشد! وظیفۀ فردای آن معلوم و مسجل تواند بود! و که نمی داند که این وظیفه چیزی جز دو دستی تقدیم نمودن همۀ سرمایه های مادی و معنوی ملت به استعمار نتواند بود؟!

     از سوئی روسها و به تبعیت از آنان «دولت تره کی»، قبل از قیام 24 حوت چنین وانمود می کردند که در صحنۀ فعالیت های سیاسی، شخصیت برجسته ئی که بتواند از عهدۀ رهبری مردم و مخالفان دولت تره کی به خوبی بر آید، وجود ندارد و چون مردم از نعمت و موهبت رهبری واحد و متشخصی برخوردار نمی باشند، تا جهت و خط قیام را، اولاً در برابر دولت تره کی و ثانیاً در برابر حامیانِ روسی این دولت تعیین نموده و مردم را در مسیر آن به حرکت درآورد، لذا ما، یکه تاز میدان سیاست افغانستان بوده و به صورت بلامنازع، چرخ سیاست را چنانکه لازم باشد می گردانیم.
     در واقع، چون روسها دقیقاًَ به مسئلۀ رهبری و نقش آن پی برده بوده اند، و باز می دانستند که در صحنۀ «سیاست» رهبری واحد وجود ندارد، هم در آنوقت آنرا یک خلاء مهم سیاسی و یک نقطۀ ضعف عمیق نهضت اسلامی قلمداد کرده و با تبلیغات سوء و بهره برداری استعماری از تبلیغات، ذهن مردم را مشوش می کردند و هم حالا آنرا حربۀ انحرافی و تخدیری درست کرده اند! ولی چون نمی دانند که اسلام چگونه حرکت می آفریند و چگونه بینش و بینائی می بخشد، از این نکته غافل اند که عدم توافق اذهان در امر گرایش و انتخاب رهبری واحد در یک زمان محدود و مشخص در اندیشۀ مسلمانان، مانع آن نیست که در لحظه ئی بعد، همه یکدل رهبریی رهبرِ شایسته ئی را پذیرا شده و در یک لحظه آن خلاء را پر و به یک نقطۀ قوت و پر تحرک تبدیلش نمایند.

خواندن 1355 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « میوۀ زهرآگین طلوع شکوفائی »

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار