چهارشنبه, 11 تیر 1393 12:32

کفرستیزی و مؤمن نوازی

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

     آنچه در این زمینه اصلاً هیچ گونه شک و تردیدی را بر نمی تابد روحیۀ کفرستیزی این ملت بپاخاسته می باشد، چرا که با همۀ بی چیزی و تنهائی، با وجود روشن بودن نابرابری قوا، با وجود نداشتن پشتوانۀ تبلیغی شایسته و... عملاً و علناً با اتکاء به خدا و نیروی ایمان به او، در برابر سمبل کفر جهانی و نماد روشن دین ستیزی بپا خاسته و مقابله می کند؛ مقابله ئی که جز با کنار نهادنِ همۀ سرمایه های او ممکن نبوده و جز با اعراض و کناره گیری از راحتی، آرامش، خانه، بستگان و همۀ دار و ندارش تحقق پیدا نکرده و جز با غلتیدن در خون خویش، اوج زیبائی و شکوهمندی خود را به نمایش نمی گذارد!
     مقابله ئی که با وجود اهداء بیش از یک میلیون شهید سرافراز، هنوز که هنوز است همچنان شاداب و با طراوت مسیر کفرستیزی، عزت آفرینی، آزادگی و خداجویی را طی می نماید.
     مقابله ئی که خواب از چشم کفر جهانی و طرفداران بی آبرویش ربوده و دلهای نورانی مسلمانان جهان را با امید سبز و معطر آذین نموده است.

     و این، در حالی ست که رفتار اینان در برابر یکدیگر و در برابر برادران دینی و ایمانی آنان ـ و نه مزدوران مجهول الهویه ئی که از دین فروشان منافقِ بیرون مرزها دستور گرفته و منافقانه بنام دین، آتش به خرمن دین می زنند ـ چنان دلربا و پرجاذبه می باشد که مشاهده اش اشک شوق را بر دیدگان هر بینندۀ مؤمن و با عاطفه یی به رقص وامیدارد.
     اینان وقتی پای نیاز مجاهد و یا مؤمنی بمیان می آید، با به نمایش نهادن ایثاری حیرت شکن نه تنها بر نیاز خود دیده بر می بندند که با عشقی شورانگیز اگر لازم ببینند از جان خود نیز دست می شویند! و همین روحیۀ بی مانند و توصیف نابردار می باشد که در میان این جان برکفان ایثارگر «مسابقه هایی» برای رسیدن زودتر به شهادت را به راه انداخته و هنوز هم میاندازد.
     از دیدگاه منِ بی توفیق و دور مانده از این کاروانیان عشق، واقعاً می توان ایندستۀ از مجاهدان مخلص و بحق پیوسته را مصداق واقعی این فرموده های خدای سبحان تلقی نمود:
     مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمًا* فتح ـ 29
 «محمد فرستادۀ خداست و یاران و همراهانش بر کافران بسیار دل سخت و با یکدیگر بسیار مشفق و مهربانند؛ آنانرا در حال رکوع و سجود نماز بسیار بنگری که فضل و رحمت خدا و خشنودی او را بدعا می طلبند؛ بر رخسارشان از اثر سجده نشانها پدیدار است؛ این وصف حال آنها در کتاب تورات و انجیل است و مثل حالشان به دانه ای ماند که چون نخست سر از خاک برآرد شاخه های آن نازک و ضعیف باشد، پس از آن قوت یابد تا آنکه ستبر و قوی گردد و بر ساق خود راست و محکم بایستد که دهقانان در تماشای آن حیران مانند؛ همچنین اصحاب محمد (ص) از ضعف به قوت رسند تا کافران عالم را از قوت خود بخشم آرند؛ خدا وعده فرموده که هر کس از آنها ثابت ایمان و نیکوکار باشد، گناهانش را ببخشد و اجر عظیم عطاکند.»

     يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ... مائده ـ 54
«ای اهل ایمان هر که از شما از دین مرتد شود بزودی خدا قومی را که دوست دارد و آنها نیز خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و به کافران سرافراز و مقتدراند... بر می انگیزد که در راه خدا جهاد کنند و در راه دین از ملامت و نکوهش احدی باک ندارند...»

    اگر غرض ورزیهای ابلهانه و هوسبارگیهای ذلیلانه دیدۀ واقعیت بین ما را به شرار کوری نسپرده باشند، امروز با همۀ وجودمان احساس توانیم کرد که این مجاهدین مخلص و جان بر کف می باشند که با اتکال به خداوند و دل سپردن به جهاد و شهادت، خُلق ابر قدرت ملحد شرق را تنگ ساخته، ابهتش را از میان برده، آبروی نداشته اش را ببازی گرفته و آزادگان و بیداردلان دنیا را به تحسین واداشته است؛ درست بهمان گونه که همدلی و هماوایی و همگامی را در میان خود و جانبداران ایمانمند خود (تودۀ میلیونی مردم) به اوج رسانیده و ارزشهای رنگارنگ سحّار و نوازشگر آنرا به نمایش گذاشته است؟!
   و من، در حالی این مفاهیم را بر صفحۀ کاغذ می نگارم که از فضل و رحمت الهی، آنچه را از هزارها یک می نویسم اعترافی ست جهانی و بدور از مرزهای موهوم سیاسی و فکری و...! و گزاردنِ شکر این نه کار ناسپاسی چون من است، پس او را شایسته آنکه بر ناتوانیم ببخشاید!
   به هر حال، شاید بتوان عمده ترین علل رسیدنِ اینان به این مرحله از شکوهمندی و سرافرازی را اولاً نفس همان دین باوری و اخلاص خداپسندانۀ آنان تلقی کرد و ثانیاً اینکه اینان با همۀ خرد و بینش مصفای خویش دریافته اند که: نه جز در سایۀ ایمان به خداوند و پیروی از احکام نجات بخش دین او عزتی وجود داشته می تواند و نه جز در پرتو همین محبت و احکام مهرپرور او رستگاری و فلاحی است؛ چرا که خود از طریق زبان حضرت حق دریافته است که:

    الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيَبْتَغُونَ عِندَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا * نساء ـ 139
«آن گروه که کافران را به دوستی برگزیده و مؤمنان را ترک گفتند آیا نزد کافران عزت می طلبند (خدا میداند) که عزت همه نزد خداست.»

    مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ... فاطر ـ 10
«هر کس طالب عزت است بداند که همانا (در ملک وجود) تمام عزت خاص خداست... کلمۀ نیکوی توحید... بسوی خدا بالا رود و عمل نیک خالص آنرا بالا برد...»

    وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ *مائده ـ 56
 «و هر کس که ولی و فرمانروای او خدا و رسول و اهل ایمانند ـ پیروز است ـ و تنها لشکر خدا (در دو عالم) فاتح و غالب خواهند بود.»

    لَّا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولَٰئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* مجادله ـ 22
«ای رسول هرگز مردمی که ایمان بخدا و روز قیامت آورده اند چنین نخواهی یافت که دوستی با دشمنان خدا و رسول کنند هر چند آن دشمنان پدران یا فرزندان و یا برادران و خویشان آنها باشند؛ این مردم پایدارند که خدا بر دلهایشان نور ایمان نگاشته و بروح قدس الهی آنها را مؤید و منصور گردانیده و در قیامت به بهشتی داخل کند که نهر های مصفا از زیر درختانش جاری است و جاودان در آن متنعمند... که خدا از آنها خشنود و آنها هم از خدا خشنودند و اینان به حقیقت حزب خدا هستند؛ الا ای اهل ایمان! بدانید که حزب خدا رستگاران عالمند.»

     طبیعت چنین باورداشتها و گرایشهای عملی و طاقت شکن را پی آمدهایی ست بشکوه، سرافراز کننده، آرامش دهنده و آزاد سازنده که چون سر معرفی و بررسیِ آن کار و مواردمان نیست فقط به ذکر عنوانوار چند موردِ تعیین کننده و مهم آن بسنده می نمائیم.
     به نمایش نهادن باطن نفرت انگیز و ذلتبار اندیشۀ التقاطی و لاجرم رهائی بخشیدن از دام التقاط و ناخالصی های عقیدتی ـ رفتاری.
     دور گردانیدن از مزبلۀ نفرتبار نفاق و دام عزت زدای نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ، که بدترین عاملِ مخدوش سازندۀ هویت دینی می باشد.
ایجاد هراس و نفرت از اتکاء و وابستگی به کفر([1])؛
ایجاد هراس و نفرت از پیشوائی کفر؛
رهیدن از دنیامحوری در جلوه های متنوع و مختلف آن؛
رهیدن از هراسهای وهم ساز و امیدهائی که شیطان القاء می کند؛
رسیدن به امنیت خاطر و اطمینان قلبی؛
رسیدن به ثبات قدم و شکیبائی؛
و دهها مورد دیگر.

     در این رابطۀ ویژه، همۀ واقعیت ها مؤید آنند که اینان با عنایات الهی و بارش فیوضات ربانی، از خواب غفلتی که برایشان در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و... فراهم ساخته بودند بیدار شده هم معنا و جهت و اهداف سیاست حاکم ساخته شده بر خویش را دریافتند؛
هم بلاهت و ذلتِ پذیرش و تحمل آن سیاست را دریافتند؛
هم آثار و پیامدهای دین ستیزانه و هویت برانداز آنرا دریافتند؛

    هم بار اسارتها، اضطراب ها و ناامنی های عقیدتی، اخلاقی، روانی و... تحمیل شده از ناحیۀ آن سیاست را دریافتند؛ و لذا، نه تنها دیگر نمی خواستند تن به ابتذال سستی، بی غیرتی، بی معنایی و... داده کرم وار زندگانی یی طفیلی را به نمایش گذاشته باشند! که بر آن بودند تا با نظام فکری و ارزشیِ مورد نظر و باور کرملین نشینان و مزدوران داخلی آنها درافتاده، نظامی ربانی را جانشین آن سازند.
    این امر باعث شد تا اینان زندگانی را دقیقاً معادل با «بنده بودن و مخلص بودن و آزاد بودن و جهادگر بودن» فهمیده و دور بودن از خدا و دین و ارزشهای سرافراز سازندۀ دینی را عین پوچی، پوسیدگی، بی معنائی و مرگی ذلتبار فهم نمایند؛ و منِ دور از ماجرای عشق را باور بر اینست که آنچه این فهم را بر اینان تحمیل نموده این بود که فهمیدند، در کار دین، دین مدار مخلص را شایسته آنکه همۀ نعمت های وجودی خود را باید در جهت زدودن باطل، برای رسیدن به حق قرار دهد! که اینان دادند و امروز جز پست فطرت ترین انسان نماهای مزدور کرملین، کسی این واقعیت را انکار نمی کند!
    به هر حال، این بیداری بیدارگرایانۀ سستی سوز باعث شد تا عدۀ زیادی از مردم ما متوجه روح خبیث دولتهای گذشتۀ حاکم گردیده بر خود شده، اهداف ضد انسانی دولتهای استعمارگر، در چهره های متنوع ـ و بسیار متنوع ـ آن را شناسائی کرده، به غفلت هستی برانداز حاکم بر خود ـ و به ویژه تحصیل کرده های حوزه های مختلف دینی، اعم از تشیع و تسنن و دانشگاههای دولتی ـ آشنا شده، با اذعان به فترت و غفلت و بی توجهی خود، به فکر جبران مافات بدرآیند.
   آنچه در این رابطه و در این جریان به شدت قابل تأمل و توجه بوده و چشم فروبستن بر آن جز خیانتی شرمبار نتواند بود اینست که علاوه بر اعلام برائت قولی، همۀ رفتار دل سپردگان و مخلصان به اسلام ـ و نه موزه لیسان آستانه های قدرت در چهره های متنوع ـ اولاً اعلام برائتی است از نظامهای سیاسی ـ استعماری و الحادی امروز ـ اعم از اینکه سوسیالیسم نامیده شوند یا سرمایه داری ـ و ثانیاً رویکردی عملی و مشتاقانه است به نظام سیاسی اسلام؛ آنهم تا بدان پایه از گستردگی و ژرفا که اینک نه تنها اصول اندیشه و سیاست اسلامی ـ بطور اجمالی ـ برای جوانان نیز روشن شده و گرایش والهانۀ اهل خرد و بینش و انصاف به این نگرش و گرایش سیاسی مسجل و مبرهن، که حتی دولت روسیه، با همۀ کودنی و خرفتی و غفلت الحاد و خداستیزی ئی که بروی تحمیل نموده، متوجه ژرفای قضیه شده و به مزدورانش در افغانستان، وارد شدن از در مذاکره بر مبنای القاء اندیشه های اسلامی را توصیه می دارد! یاللعجب! و لذاست که دولت مزدور نیز عباراتی از ایندست را از طریق رسانه های دولتی بلغور و پخش می نماید که:
مگر اسلام صلح را دوستدار نبوده و بدان فرا نمی خواند؟! پس بیائید تا با هم مصالحه کنیم!
مگر اسلام از خونریزی منع ننموده؟ پس بیائید تا با هم دولتی مشترک ایجاد نموده و به خونریزی خاتمه بخشیم! و غیره!



[1]ـ چرا که دستورش داده اند: لَّا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا... آل عمران ـ 28

نباید اهل ایمان مؤمنان را واگذاشته از کافران دوست گیرند؛ هرکس چنین کند رابطه اش با خدا بریده است...

خواندن 1170 دفعه

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار