سه شنبه, 04 آذر 1393 12:19

سوم حوت فریادی بشکوه برفراز کاخ قدرت

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

     بررسی و تحلیل همه جانبۀ قیام دشمن شکن روز سوم حوت 1358 مردم مسلمان کابل، موضوعی نیست که بتوان آنرا در یک مقالۀ کوچک ارائه داد، اما از آنجهت که این موضوع در تاریخ انقلاب اسلامی ما جای ویژه ئی را برای خویش باز کرده و خون شهداء بزرگوار و عزیزان در چهره آرائی قیام حسینی ملت ما، نقشی ارزنده داشته است می کوشیم جهت تجلیل از مقام حماسه آفرینان این روز بزرگ، شمه ئی از آن را به ایجاز بیان داریم. آنانیکه جریان انقلاب اسلامی افغانستان را تعقیب نموده و به گونه ئی عالمانه فعالیت ها و مواضع ضعف و قدرت سیاسی روسیه را درین رابطه تعقیب کرده اند به خوبی متوجه شده اند که: پس از مهره گردانی ها و کودتاهای متعدد روسیه در افغانستان و در هم ریختن همۀ پلانهای استعماری و به شکست مواجه شدن همۀ نیرنگهای نظامی دولت مزدور روسیه در افغانستان، چون مسئلۀ نابودی و شکست مزدوران خویش را حتمی دیده و پیروزی رزمندگان اسلام بر دولت پوشالی امین مسجل شده بود، روسیه از شدت تزلزل و دست پاچگی، یگانه راه حفظ نظام و منافع استعماری خویش در افغانستان را نابودی حکومت امین ـ تحت پوشش های پوچ ـ و تجاوز سریع ارتش سرخ، تشخیص داده و ببرک را بر این عمل بیشرمانه پوشش قرار داد، آنهم پوششی که بقیمت ریختن همه جانبۀ آبروی نداشتۀ وی تمام شد.

     از سوئی چون روسها نه تنها در دستگاه ایدئولوژیک خویش، که در محاسبات استعماری خویش نیز، اصالت را به «زور» داده و هنوز هم معادلات سیاسی ـ استعماری را بر مبنای «زور» تعلیل، تحلیل و تبیین می نمایند، در خیال خویش، حضور بالفعل سربازان ارتش سرخ را در افغانستان، معادلِِ به پیروزی رسانیدن حکومت مزدور خویش و شکست و سرکوبی ملت مسلمان و انقلابی ما، به شمار آورده و آنرا گامی بسیار بلند برای استقرار و تداوم حاکمیت مزدوران خویش گمان می کردند!

     لذا دیدیم که با همة نارسائیها و نقطه ضعف و ابهامی که طرح تجاوز داشت، روسیۀ تجاوزپیشه آنرا عملی ساخته و در مدت چند روز همۀ مواضع مهم استراتژیک را زیر پوشش قوای ارتش سرخ و تسلیحات مدرن و مجهز آن قرار داده و با تحقق این حرکت مذبوحانه، دچار این وهمیات و تخیلات شدند که چون نبض قدرت نظامی بدست خودشان می باشد، طولی نخواهد کشیدکه دولت ببرک مستقر و آرامش حکمفرما و انقلابیون مسلمان درهم شکسته و مجبور به تسلیم و یا لااقل عقب نشینی خواهند شد...
     درست در اوج همین احساس، زمانیکه سربازان روسیه نبض انتظامات امنیت شهر کابل را به صورت دقیق و ویژه در دست گرفته بودند، دلدادگان به حق و آزادگان دل سپرده به ایثار را چنان شوری در سر و آتشی در سینه و شعله ئی در دل و فریادی در گلو افتاد که هیچ قدرتمندی را یارای ایستادگی در برابرش نبود؛

     اینان بی تابانه در پی فرصت بودند و این بیتابی در حدی بود که شرارۀ هستی سوز و جاذبۀ دل انگیز و غیرت زای آن، حتی آنانیرا که در این خط (خط اسلام) و از نظر محتوای دید سیاسی حتی ـ در این خطه (افغانستان) نبوده و دل در هوای اندیشه های وارداتی شرق و غرب سپرده بودند، چنان گرما بخشیده و بخویش کشانید که در صبحگاه 23 حوت 1358 با فریاد گران موحد و حسینیان عاشق کوچه ها و خیابانهای شهر کابل را آغشته از غریو ساختند.
     در سوم حوت، کابل به فریادی بدل شده بود که قدرت پرستان کرملین نشین را در شعله و شرارۀ هوس بازش می سوزانید. فریاد تکبیر، به همانگونه که کوچه های «چند اول» را به خود فشرده بود، صخره های ستبر و سنگین گام جمال مینه (کارتۀ سخی) را غروری تازه بخشیده و ردائی نو، بر دوش محصلان پوهنتون کابل انداخته بود و می رفت که در اوج احساس قدرتمندی، قدرتپرستان تجاوزپیشه را درسی چنان پایدار و اضطراب آور دهند که برای همیشه در گوش تاریخ، طنین انداز باشد!

     دشمن که پس از آنهمه شکست و رسوائی خود را در برابر قدرت نمائی میلیونی مردم مسلمان پایتخت ـ و در واقع در برابر قدرت نمائی اسلام و قرآن ـ مشاهده می کرد، طبق معمول، از همان فورمول فاسد و ستمگرانه و نسخۀ مغشوش و غیر انسانی جابرانۀ استفاده کرده، زنان و مردان صف آراء را به رگبار مسلسل و تانک و... بست، و تا آنجا دست به کشتار تظاهر کنندگان غیر مسلح ـ بویژه زنان و دختران زد که یارایی آنرا در خود سراغ می کرد.

     کشت، اما شلیک هر گلوله، هراس، تزلزل و تردید را از میان مردم سرازیر نابودی کرده و تزلزل و هراسی سهمگین در دل سربازان ارتش سرخ افکند، و جهان معاصر دید که چه زود روحیۀ سربازان ارتش سرخ درهم شکسته شده و بگونۀ شرمباری، بازارهای کابل را تخلیه کرده و به بیغوله ها و سوراخهای نظامی ـ استعماری خزیدند.
     روسیۀ متجاوز، به صورت ناموجهی خیال می کرد که با نشان دادن زور بیشتر و تحت فشار قرار دادن مردم در ابعاد وسیع، می تواند مردم را لااقل مجبور به سکوت و بی تفاوتی در برابر دولت کارمل و ارتش سرخ بسازد، اما چون با قیام سلحشورانۀ سوم حوت مقابل شده و روحیۀ مردم را مورد ارزیابی و سنجش قرار داد، به این نتیجه غیر انسانی و زورمدارانه رسید که باید، برای حفظ آبرو و حیثیت نظامی ارتش سرخ هم که شده، قیام و روحیۀ دلیرانۀ مردم را درهم شکسته و در این راه از هر تلاش ممکن و حتی شرمباری استفاده برد! لذا دیدیم که قدرت نمائی منطقی و بجای موحدان و آزادگان این شهر را با زبونی و بی منطقی، با مسلسل و تانک پاسخ گفت!

     به هر حال، حماسه آفرینان روز سوم حوت، با نخستین حرکت غروربار خویش، آنهم در مرکز قدرت روسیه (کابل)، ابهت و عظمت دروغین استعمار پلید شرق را درهم پاشیده و جوهر اسلام و پویائی مکتب نجات بخش الهی را، در سطح جهانی به نمایش گذاشتند. و هر چند به خیال بعضی از خام اندیشان و یاوه گویان که ناآگاهانه و یا مغرضانه تخم یأس و تزلزل و تردید می پاشند، قیام سوم حوت ظاهراً درهم کوبیده شد، اما در واقع این قیام سرآغاز حرکت های دشمن براندازی بوده و در میان قشر بسیار وسیعی از دلباختگان مکتب قرآن و اسلام، و رهروان راه آزادی و آزادگی، ریشه دوانید که اینک کمترین نتیجۀ خجالت آورش برای روسیۀ تجاوز پیشه ـ آنهم پس از سپری شدن مدت پنج سال از آغاز تجاوز ـ زمزمۀ انتقال پایتخت دولت کارمل از کابل ـ به مزار می باشد!
     و که نمی داند که اگر سوم حوت، ایثار و شهامت و دلیر مردان سوم حوت، که اگر خون به ناحق ریخته شدۀ شهداء عزیز این روز و اگر جانفشانیهای مسلمانان واقعی این خطه نبود، امروز کابت نظامی دنیا به این شکست مفتضحانۀ سیاسی ـ نظامی نمی رسید؟
     ملت ما پس از گذشت پنج سال از خاطرۀ غروربار سوم حوت، با شهداء عزیز این روز حماسه آفرین تجدید پیمان کرده و تا گرفتن انتقام خون آن عزیزان، از پای نخواهد نشست.
     انشاء الله و به امید فرا رسیدن آن روز.
     این مقاله در ماهنامۀ پیکار اسلامی، شمارۀ 18، حوت (اسفند) سال 1363 شمارۀ مسلسل 53 ارگان نشراتی حزب اسلامی رعد افغانستان به چاپ رسیده است.

خواندن 1375 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « 24 حوت از هم پاشندۀ توهمات استکبار

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار