پنج شنبه, 26 دی 1392 14:27

شعری از آقای علی احمد زرگر زرگرپور: مطلب ویژه

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

تابش شده به ملک سخن فاخرالملوک


بادِ صبا خبر زهری رود میدهد
بویِ فراق آتش بی دود میدهد

نشنیده کس سرود سروری ز ساز او
آهنگ تلخکامی از این رود میدهد

چندی به چنگ دیو ستم عمر پی کند
گاهی سزای دشمنِ فرتود میدهد

هر دم بسوگواری باران نشسته ایم
این گردشِ زمانه غم افزود میدهد

قابِ بلور پیکرِ فرهنگ زین شکست
تصویرِ درد و داغِ تب آلود میدهد

امشب طنین ماتم تابش رسد بگوش
نای زمان نوای غم اندود میدهد

ابرِ سیاه مرگ زتابش گرفته است
خورشید را که سایه ی او سود میدهد

بی شک ودیعه ی قلمش نزد اهلِ دل
موجِ کلامِ آیینه مشهود میدهد

درحوزه ی معارف و اشراق و شعر و فن
یادش بزخمِ بحث نمکسود میدهد

اشعارِ او به لفظ طوافی نبسته است
مضمون به شعرِ او سرِ مسجود میدهد

در هر زمینه از اثرِ جاودانی اش
مطبوعِ طبع و حاصلِ مقصود میدهد

پایان زنده گانی این زنده یاد نیست
مرگش دیگر طلیعه ی مولود میدهد

در حیرتم که ناقدِ گودالِ آ ب دُرد
این بحر را کرانه ی محدود میدهد
....................
فخر است اگر بدانش و عرفان هرات را
تابش شده به ملکِ سخن فاخرالملوک

زیست آنچنان که در ره فرهنگ جان سپرد
ازفرشِ خاک ، عرشِ ادب شد به این سلوک

علی احمد زرگر زرگرپور
هامبورگ پانزده عقرب سیزده هشتاد و نو

 

خواندن 1170 دفعه
محتوای بیشتر در این بخش: « شعر از آقای سیّد ابوالمعالی

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار