پنج شنبه, 26 دی 1392 15:41

شعراستاد شکوهی مطلب ویژه

نوشته شده توسط 
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

شعر استاد شکوهی بعد از رحلت علامه سعادتملوک تابش هروی :

پروازترین

رفتی و عشقرا به تماشا گذاشتی
داغی زرفنت بدل ما گذاشتی

 خوش میگذشت همریت با تمام غم
ما را به نیمه راه چرا گذاشتی

 

از سنگلاخ دغدغه پرواز کردۀ
زخم هزار حادثه برما گذاشتی

سعیت صفا بزمزم لب تشنگان فزود
از بهر مشق هرو له تا پا گذاشتی

 عطر اشک و آه مناجات نیمه شب
از صحن خاک تا به ثریا گذاشتی

 در ذهن کور و دیده تا ریک طینتان
تندیس آفتاب به معنا گذاشتی

 تا رد پای لیلی مقصود بشکف
طرحی ز نو به سینۀ صحرا گذاشتی

 موج سیاه تفرقه از چارسو بجوش
این کشتی شکستۀ به دریا گذاشتی

 آن عقده ها که خانه قلبت خراب کرد
افشاء آن بعرصۀ فردا گذاشتی

 بر میکشان ساقی عرفان بزم عشق
خالی ز باده ساغر و مینا گذاشتی

 زلف عروس طبع مرغوله نقش ماند
این رمز را به مردم دانا گذاشتی

 اندیشه ات که بوی خدا میدهد مدام
از بهر درد عشق مداوا گذاشتی

 بیرنگیت مدارُ سلوکت طریقه بود
دنیا برای مردم دنیا گذاشتی

 با کوچ خود (( شکوهی)) همراز خویشرا
ای بیوفا چرا تک و تنها گذاشتی

خواندن 1124 دفعه آخرین ویرایش در سه شنبه, 22 بهمن 1392 19:17

بحر ادب

  • گلچین کتاب

  • عکس جمله

  • منتخب اشعار